دیپلماسی اقتصادی راه گشای دیپلماسی آبی ایران و افغانستان

محسن روحس صفت در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی در خصوص چالش ابی ایران وافغانستان در سال ۹۷ معتقد است که کابل به خلاء ایران در رشد افغانستان پی برده است. لذا این نگاه برای توسعه اتجاری ذیل اهمیت نگاه آقای ظریف به دیپلماسی اقتصادی می تواند راهگشای چالش های متعددی از بحران کم آبی گرفته تا چالش های امنیتی با کابل باشد.

با توجه به میزان بارندگی در سال گذشته یقینا یکی از مشکلات پیش روی کشور  مساله کمبود آب وتاثیرات سوء آن بر تمامی ابعاد کشور خواهد بود. از کشاروزی و صنعت تا تغیییر در بافت جمعیتی و حتی روابط میان کشورها؛ ایران همواره با برخی از همسایگان خود بر سر مساله حق آب خود در رودخانه های بین المللی با مشکلات جدی روبه رو بوده است که در سایه کم آبی سال پیش رو این مشکلات جدی تر هم خواهد بود. یکی از این همسایگان در غرب آسیا افغانستان است که گویا اختلاف تاریخی دو کشور در سهم و حق آب دو روخانه هیرمند و هریرود  در دولت های حامد کرزی واشرف غنی به یک گروگان دیپلماتیک در روابط تهران – کابل بدل شده است. یقینا این وضعیت تحمیل شده به ایران به تدریج آسیب های جدی تری به اکوسیستم و محیط زیست وارد خواهد کرد و در ادامه می تواند به یک چالشی بدل شود که قادر است امنیت ملی و مناسبات دیپلماتیک را نیز به خطر اندازد؛ از همین رو دیپلماسی ایرانی برای بررسی فراز و فرود های احتمالی کم آبی در سال جدید و میزان تاثیرات آن بر مناسبات دیپلماتیکی دو کشور ایران و افغانستان گفت وگویی را با محسن روحی صفت، سرپرست سابق سرکنسول گری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف، پیشاور، قندهار، رئیس سابق ستاد افغانستان و کارشناس مسائل شبه قاره انجام داده که در ادامه می خوانید:

در سایه وضعیت بارندگی نه چندان مطلوب در سال گذشته یقینا مساله کم آبی در سال پیش رو یکی از چالش های جدی کشور به خصوص در حوزه سیاست خارجی خواهد بود که دیپلماسی آبی را پررنگ و برجسته می کند. اساسا با توجه به اختلافات جدی و تاریخی آبی ایران و افغانستان وضعیت دیپلماتیک دو کشور را در این باره برای سال جدید چگونه می بینید؟

چنانی که اشاره کردید مساله آب یکی از جدی ترین اختلافات ما با افغانستان در طول سال های متمادی بوده است. یکی از این اختلافات جدی و کهنه مساله حق آب ایران در رودخانه هیرمند است که سرچشمه آن از کوه های افغانستان بوده و در نهایت به دریاچه هامون سرازیر می شود. یقینا این رودخانه یکی از منابع دسترسی ایران به آب برای مصارف خود در شرق کشور بوده است.اما نوع نگاه کابل به این رودخانه وسایر رودخانه های مشترک و سد سازی بر این رودها سبب چالش های جدی برای کشور در طول سال های گذشته بوده است. البته مساله آب اکنون خود به یکی از جدی ترین مسائل فرا دولتی بدل شده است که در اجلاس ژوهانسبورگ هم به آن اشاره شد. در سایه این نکته تا کنون نزدیک به ۱۵۰۰ معاهده، پیمان و قرارداد در خصوص آب در جهان منعقد شده است که ۳۰۰ مورد آن مربوط به آب های بین المللی است. اما در این میان مساله جدی به افزایش روز افزون نیاز کشورها به آب باز می گردد که آب را به یکی از مهم ترین و برجسته ترین عوامل سیاسی در روابط دیپلماتیکی کشورها بدل کرده است. با توجه به افزایش نقش آب یقینا چالش های جدی دیپلماسی در ایران، آن هم در سایه بارش های کم سال گذشته می تواند چالش دیپلماتیک میان ما وافغانستان را جدی تر کند. اما یقینا مناسبات کشورها بر سر مساله حق آب دول از رودخانه های بین المللی تا حد بسیار زیادی به روابط سیاسی و اقتصادی کشورها بستگی دارد. به عبارت دیگر دیپلماسی آبی ایران با افغانستان و یا هر کشور دیگری، تابعی از مناسبات سیاسی – اقتصادی است. اگر کشورهای اطراف یکی رودخانه بین المللی با همدیگر روابط گسترده سیاسی و مناسبات پررنگ اقتصادی داشته باشند، این عامل سبب همکاری و توافق بر سر مساله حق آب کشورها بر این منابع آبی خواهد بود که مطمئنا روابط ایران وافغانستان هم از این قاعده مستثنی نیست.

اما جناب روحی صفت اکنون افغانستان از امتیاز سرچشمه بودن و بالا دست قرار داشتن در رودهاخانه های هیرمند و هریرود می توان گفت کمال استفاده و حتی سوء خود را برده و در سال های اخیر بعد از آغاز هزاره جدید و در دولت های کرزی و اشرف غنی مساله آب به اهرم فشار کابل بر تهران برای مقاصد سیاسی واقتصادی بدل شده است که در سال پیش رو با توجه به کم آبی خود افغان ها این مساله چالش جدی دیپلماتیکی خواهد بود؟

زمانی که دو کشور ایران و افغانستان روابط گسترده جدی سیاسی واقتصادی نداشته باشند و به موازاتش هم تاریخچه ای از خصومت و اختلاف بر سر مسائل مرزی مانند آب داشته باشند، این عوامل موجب عدم اعتماد دیپلماتیک و در نتیجه کاهش سطح مناسبات و توافقات خواهد بود. لذا کابل از امتیاز بالا دستی خود در رودخانه های مشترک خود با ایران به عنوان اهرم سیاسی و اقتصادی استفاده می کند. البته این ترفند در سیاست خارجی مختص به افغانستان نیست و تقریبا همه کشورهای همسایه ایران چنینی اهرمی را علیه کشور به کار بسته اند. همین شیوه به صورت پررنگ تری توسط ترکیه در حال انجام است. البته اختلاف آبی ما با افغانستان یک تاریخچه صد ساله دارد، اما در دهه ۵۰ و با هوشمندی تهران موفق شد که این اختلاف را سامان داده و چارچوب مشخصی را برای آن با کابل پیدا کند. لذا این تعیین چارچوب سبب شده تا حدودی البته تا حدودی، مساله آب به اهرم فشار و محل سوء استفاده کشورها در روابطشان با ایران قرار نگیرد تا در ادامه خدای ناکرده به اختلاف و تنش جدی دیپلماتیکی میان کشورها بدل نشود.

از سوی دیگر یقینا مساله کم آبی و تاثیرات سوئش در داخل کشور می تواند به افغانستان هم سرایت کند و مساله ای مانند ریزگردها می تواند دامن سایر همسایگان را بگیرد. چنانی که ایران از ریزگردهای  همسایگان جنوبی و غربی خود طی چند سال اخیر به شدت رنج می برد. این چالش در ادامه حتی توان یکی بحران امنیتی را برای خود افغانستان خواهد داشت.

اما راهکار ایران در خصوص چیست؟

البته افزایش همکاری بین المللی و تحرک بیشتر در خصوص دیپلماسی آبی در صدر فعالیت های سیاست خارجی می تواند به صورت جدی در خصوص عبور از کم آبی سال جدید موثر باشد. اما در عین حال نباید از توان و ظرفیت های های داخلی هم غافل بود تا به قول شما مساله آب به اهرم فشار دیپلماتیک سایر کشورها بر ایران بدل نشود. امسال به واقع باید از کاربرد فناوری های جدید آبی که حداکثر استفاده درست از منابع آبی را با حداقل هدررفت دارد، مورد توجه قرار گیرد؛ مثلا همین کشورهای حاشیه خلیج فارس فاقد منابع جدی آب شیرین هستند، اما از طریق همین فناوری ها اکنون به یک توان تولید منابع آب شیرین داخلی دست یاقته اند. افزون بر این مساله باید مدل های توسعه داخلی هم بر اصل تمرکز زدایی بوده و در ادامه هم این مدل های توسعه می تواند متنوع و بر پایه استعداد هر منطقه و اقلیم تجویز باشد. یقینا در این بستر مدل توسعه تهران با کرمانشاه و یا کرمانشاه با سیستان و بلوچستان فرق دارد. در این راستا باید ابن نکته را هم اضافه کرد که در سال پیش رو باید آب را در جایی مصرف کرد که سود و بازده اقتصادی داشته باشد. البته مضاف بر استفاده از این تکنولوژی ها باید در بستر همان فعالیت های دیپلماتیکی معاهداتی مانند هویدا – موسی شفیق(صدراعظم وقت افغانستان) در اسفند ۱۳۵۱ را هم به افغان ها برای پایبندی به معاهداتشان یادآور شد. چرا که این توافق یک توافق جدی بین المللی بدون تاریخ انقضا و یا محدودیت زمانی میان دو کشور است که سازمان ملل آن را به رسمیت شناخته و انجام تعهدات برای طرفین لازم الاجرا است.

در راستای نکته مهم شما ناظر بر تابع بودن دیپلماسی آبی ذیل مناسبات ایران وافغانستان، شرایط و اقتضائات کلی روابط دو کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

ببینید روابط سیاسی ایران وافغانستان که همکاری های امنیتی هم داشته اند در طول سال های گذشته مثبت بوده است. نکته جدی دیپلماسی تهران به این مساله باز می گردد که فعالیت های سیاست خارجی ما باید همه جانبه در عین حال متوازن باشد. به عبارت دیگر ایران نمی تواند فقط در یک حوزه با کشوری مانند افغانستان روابط خود را گسترش دهد و نسبت به سایر مناسبات بی توجهی نشان دهد؛ این رفتار در طرف افغانی هم دیده می شود. همین رفتار دیپلماتیک سبب همان عدم اعتمادی می شود که به شما پیش تر گفتم. مثلا در سال های بعد از اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی و بعد هم جنگ داخلی و حضور آمریکایی ها تا به امروز، جمهوری اسلامی ایران اهتمام جدی را در خصوص بهداشت، تحصیلات و برخی مزایای چند میلیون مهاجر با هزینه های خود داشته است. لذا کابل نمی تواند نسبت به این رفتار مثبت تهران بی تفاوت باشد.

اما همین سیاست های مهاجرنی به اهرم فشار کابل بدل شده است؟

ممکن است در داخل ساختار سیاسی و حاکمیتی کابل افراد تنگ نظری در خصومت با ایران وجود داشته باشند که بدبینی های خود را از گسترش مناسبات دیپلماتیک تهران- کابل دارند. ولی در آن سو نباید راس تصمیم گیران در افغانستان دنباله رو سیاست های چنین افرادی باشند. امروز هیچ کشوری مانند ایران در خصوص پذیرش مهاجران کشور افغانستان با وجود تمامی مشکلات داخلی، اهتمام جدی نداشته است. کابل نیز بر این واقعیت به خوبی آگاه است. لذا مساله اهرم فشار در خصوص سیاست مهاجرتی و یا با هر هدف دیگری نمی تواند به عنوان ابزار برای در تنگنا قرار دادن ایران مورد استفاده قرار گیرد.

با توجه به چالش های ریز و درشت امروز افغانستان به ویژه حضور پررنگ طالبان، القاعده وداعش که سبب شدن نزدیک به یک سوم خاک این کشور از تسلط دولت خارج شود، به نظر می آید مساله آب در اولویت های بعدی قرار گیرد. به نظر شما اکنون دیپلماسی آبی ذیل مناسبات دیگر تعریف می شود و یا این که آب فارغ از شرایط داخلی کشورها توان طرح شدن در سیاست خارجی را دارد؟

باید کابل این مساله مد نظر داشته باشد که مساله آب در مناسبات دیپلماتیک با تهران مربوط به دولت ها و یا شرایط داخلی نمی شود. البته من منکر تاثیرات این عوامل بر دیپلماسی نیستم، اما مساله آب یکی مسائل فرا دولتی است و چنانی که قبلا هم اشاره کردم اختلاف آبی ایران و افغانستان تارخچه ای به طول بیش از یک قرن دارد. مسائل مشترک میان کشورها، بحران آب، چالش های اکولوژیک، نگرانی های اکوسیستمی و حیات وحش به مرزهای سیاسی و اقتضائات دورنی کشورها ارتباطی ندارد و باید طرفین برای حل آن اهتمام جدی و کافی را داشته باشند. اگر به نقش و جایگاه محیط زیست و نقش جدی آب در آینده روابط کشورها نگریسته شود، باید افغانستان هم نگاهی راهبردی و بلند مدت را در این خصوص داشته باشد و به هکاری های جدی با ایران به عنوان یکی از مهم ترین همسایگانش در خصوص حل بحران های مشترک به خصوص بحران آبی که می تواند سرمنشاء جدی بسیاری از مشکلات دیگر باشد اهتمامی جدی بورزد. تعهد به توافقات و قراردادها مربوط به یکی دولت نیست. اکنون چالش های اکو سیستمی و محیط زیستی به دغدغه جدی دیپلماسی در جهان بدل شده که پروتکل های بین المللی برای آن در حال طرح ریزی است. پس می بینید که توسعه همکاری دیپلماسی برای حل این چالش های مشترک بسیار لازم و ضروری است. لذا افغانستان باید در روابط دوجانبه با ایران وچند جانبه خود با همسایگان وحتی مناسبات سیاست خارجی بین المللی خود با نهادها، سازمان ها و ارگان های بین المللی در خصوص مساله آب تجدید نظر جدی داشته باشد که با توجه به کم آبی سال ۹۷ این مساله باید در صدر تصمیمات کابل قرارگیرد.

در راستای مصاحبه قبلی شما با دیپلماسی ایرانی که به مساله توسعه اقتصادی در افغانستان برای حل چالش های امنیتی اشاره داشتید، اساسا موضوع توسعه اقتصادی درپیگیری دیپلماسی آبی در همسایه غربی ایران باتوجه به اهتمام جدی محمد جواد ظریف در پیگیری دیپلماسی اقتصادی، آن هم در سایه پتانسیل های خاموش فراوان افغانستان مانند معادن مس، اورانیوم، لیتیوم، آهن، سنگ های گران بهایی مانند الماس و زمرد و منابع گسترده گازی و نیز نیاز جدی افغانستان به منابع انرژی و حتی غذایی می تواند چه نقشی را ایفا کند؟

 توسعه اقتصادی در همه زمینه ها می تواند کار ساز باشد. زمانی که من از تحت الشعاع قرار گرقتن دیپلماسی زیست محیطی ذیل مناسبات سیاست خارجی واقتصادی سخن می گویم ناظر بر این نکته است. از سوی دیگر در طول سالیان گذشته افغانستان هم به این باور رسیده است که اگر ملاحظات برخی از ابر قدرت های جهانی مانند آمریکا و شخص ترامپ را در خصوص روابط خود با ایران دخیل کنند، تنها به خود آسیب زده است. اکنون هم در بدنه دولت کابل نشانه های مثبتی در خصوص توسعه همکاری با ایران شکل گرفته است. در گذشته فشار آمریکایی مانع از همکاری های جدید تجاری میان دو کشور ایران و افغانستان بوده است. برای مثال در گذشته برخی از شرکت ها و کمپانی های ایرانی در خصوص معادن سنگ های قیمتی افغانستان در مناقسات بهره برداری این کشور پیروز می شدند، اما در ادامه با فشار آمریکا مناقسه به مرحله اجرا نمی رسید. اما اکنون کابل به خلاء ایران در رشد افغانستان پی برده است. خصوصا در مناطق مرزی مشترک خود با ما. لذا این نگاه برای توسعه اقتصادی ذیل اهمیت نگاه آقای ظریف به دیپلماسی اقتصادی می تواند راهگشای چالش های متعددی از بحران کم آبی گرفته تا چالش های امنیتی باشد که ان شاءالله سفر امسال آقای ظریف به افغانستان برای پیگیری جدی همین مدل توسعه اقتصادی میان دو کشور خواهد. چرا که این توسعه می تواند سبب افزایش اعتماد دیپلماتیکی کابل به تهران و تغییر سیاست های آبی او نسبت به ایران شود.



" شاخه تخصصی تر و حرفه ای تر دیپلماسی اقتصادی که نیاز ویژه امروز ما نیز می باشد ، دیپلماسی کشاورزی است " 23 مارس, 2018


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *